انسيه شهرستانكي - سازمان بهزیستی کشور برای جمع آوری اطلاعات افراد جامعه هدف در سال گذشته با همکاری مرکز افکارسنجی دانشجویان پژوهش جامعی انجام داد.در این طرح وضعیت جامعه هدف آشکار سازمان یعنی معلولان، سالمندان و خانوادههای دارای سرپرست زن بررسی شد.
دکتر محمدعلی جغتایی مشاور ارشد طرح در توضیح مقدمات اجرای چنین پژوهش می گوید:«در سال 73 سرشماری جامعه هدف سازمان بهزیستی کشور انجام شده بود و آمار و ارقامی که به دست آمد از آن زمان به عنوان منبع همه گزارشها مورد استفاده قرار گرفت. بعد از آن قرار بود که هر 5سال یکبار بررسی جامعه هدف انجام شود تا سال 87 که دوباره بررسی جامعه هدف در دستور کار سازمان بهزیستی قرار گرفت.»
علی غفوری سرپرست ایسپا(مرکز افکار سنجی ایران) نیز کلیات این پژوهش را چنین توضیح می دهد:« در طرح "بررسی جوامع هدف آشکار سازمان بهزیستی" با پرسشگری از 71هزارو 871 نفر در سطح کشور جامعه هدف آشکار این نهاد در چهار بخش عمومی، سالمندان، معلولان و زنان سرپرست خانوار شناسایی شد. در پرسشنامه ها نیازهای افراد، میزان آشنایی شان با سازمان و خدمات آن، میزان تمایل به همکاری، ویژگی های افراد و ... به دقت سنجیده شد.» آنطور که شواهد امر نشان می دهد داده هایی که از این نظرسنجی به دست آمد با داده های سرشماری نفوس و مسکن مطابقت داشت و این نشاندهنده دقیق و کار علمی است.
جغتایی نیز با اشاره به انتخاب افراد به صورت جامعه آماری خوشه ای در این طرح می گوید:« افراد نمونه در بررسی جامعه هدف بر اساس طرح خوشهای انتخاب شدند و طوری برنامهریزی شد که یک هزارم جمعیت کشور مورد پرسش قرار بگیرند. خانوارها هم در طرح 4.2نفر در نظر گرفته شد. جمعیت آماری تحقیق حاضر، شامل کلیه خانوارهای ایرانی میباشد که از بین آنها 17500 خانوار برای اجرا به عنوان نمونه انتخاب شده بود که در نهایت در 17237 خانوار پرسشنامههای مربوطه تکمیل شد.»
مشاور ارشد طرح در مورد نتایج دور از انتظار این طرح اینطور توضیح می دهد:« در بخشی از پژوهش از مردم سوال کردیم چقدر بهزیستی را میشناسند؟ برایمان جالب بود که 36درصد مردم جامعه این سازمان را میشناختند. یا اینکه تصور میشود که ما جمعیت اجاره نشینمان بالا باشد اما این پژوهش خلاف این را ثابت کرد. در طرح بررسی جوامع هدف سازمان بهزیستی به دست آمد که 72.3درصد افراد جامعه از خانه شخصی بهرهمند هستند. جمعیت استیجاری و رهنی 19.2درصد هستند و بقیه هم از ملک موروثی استفاده میکنند. درصد پوشش طرح آمبلیوپی در کشور هم یکی از اعداد خوبی بود که در این پژوهش به دست آمد و صریب مفوز زیاد آن را در جامعه نشان داد. اینکه 40درصد بچههای 3تا 6سال ایران تحت پوشش غربالگری قرار گرفتند عدد مناسبی است که جای مانور دارد.» وی همچنینی با اشاره به نظارت دقیق و مرحله به مرحه طرح اظهار می دارد:« در هر مرحله مثل طراحی پرسشنامه و تصویب آن نظارت انجام شد. در مرحله آموزش پرسشگران بررسی شد که روند آموزش دقیق انجام شده باشد تا پرسشگران در حین انجام طرح با مشکل مواجه نشوند. در مرحله بعد کنترل شد که پرشسگران دقیقا سراغ خانوادههایی که باید به صورت خوشهای انتخاب میشدند رفتهاند یا نه؟ مرحله بعدی این بود که در مرحله ورود اطلاعات و جمع آوری اطلاعات نرمافزاری بررسی شود این اطاعات دقیق است یا خیر.مرحله نهایی هم این بود که سوالاتی که ما در پرسش نامهها داشتیم آیا اطلاعات را به طور کامل به ما انتقال داده است یا خیر؟»
نمونه های دیگر
دکتر جغتایی در پاسخ به این سوال که آیا نمونه دیگری از این پژوهش در کشورهای دیگر انجام شده است یا خیر می گوید:« بله. تقریبا هر کشوری برای اینکه بتواند خدمات صحیح به افراد آن جامعه ارائه کند نیازمند جمع آوری اطلاعات است. تا آنجا که من اطلاع دارم کشورهای کانادا، استرالیا و مالزی آمارگیریها و بررسیهای دقیقی در زمینه رفاه اجتماعی انجام دادهاند.»
البته فروغی معتقد است:« با اینکه افکارسنجی امروزه به عنوان صنعت شناخته شده و در کشورهای مختلف استفاده های زیادی دارد اما نو بودن آن در ایران باعث عدم توجه ویژه به آن شده است هرچند سازمان بهزیستی به عنوان یکی از پیش قراولان استفاده از این صنعت شناخته می شود.» او ادامه می دهد:« البته چندین مرکز افکارسنجی مطرح در کشور داریم مثل مرکز تحقیقات صدا و سیما یا مرکز مطالعات ملی. اما متاسفانه چون رقایت در این حوزه در کشور ما وجود ندارد ،مراکز رشد چندانی نداشته اند.»
نتایج جالب توجه
بعد از پایان یافتن مراحل پرسشگری و تحلیل محتوای داده های اماری معمولا نتایج جالب توجهی حاصل می شود. دکتر جغتایی در مورد پاره ای از این نتایج می گوید:« به عنوان مثال برخلاف اینکه گفته میشود بیش از 95درصد جامعه از بیمههای درمانی برخور دارند، میبینیم که اینطور نیست. پروژه نشان میدهد هنوز حدود 16درصد افراد از خدمات هیچ بیمهای استفاده نمیکنند. البته ممکن است سازمانهای بیمهگر اعلام کنند که آمار ما بیش از جمعیتی است که شما به دست آوردهاید. این درست است و دلیل آن هم همپوشانی بیمههای محتلف است؛ یعنی ممکن است شخصی هم از بیمه نیروهای مسلح استفاده کند و هم از بیمه تامین اجتماعی.» او همچنین با اشاره به بخشی از سوالات پرسشنامه ها در خصوص استفاده مردم از خدمات آموزش پیش از ازدواج می گوید:« مثلا در مورد آموزشهای اقدامات قبل از ازدواج مشخص شد که 21درصد جمعیت از این آموزشها اطلاع دارند و از این 21درصد تنها 14.1درصد از آموزشها استفاده کرده بودند. در حالی که دوره مهمی است و باید بیش از پیش به مردم معرفی شوند.در بخش دیگری از همین قسمت پژوهش سوال کردیم که چقدر به نظرشان این آموزشها ضروری است؟ 47.2درصد گفتند خیلی زیاد، 40درصد گفتند زیاد و ده درصد گفتند متوسط. اگر این میزان را جمع بزنیم نشان میدهد که نزدیک به 90درصد این آموزشها را قبول و علاقه دارند و در ادامه آن تقاضایشان هم زیاد است.»