- كارگردان مستند «بيبي ملازهرا» از پشت صحنه تهيه اين فيلم ميگويد
نورالدين عبداللهپور، يكي از مستندسازان موفقي است كه آخرين كار مستند او در مورد بيبي ملازهرا، با موفقيت در ميان مخاطبان خاص و عام مواجه و تاكنون برنده جوايز بسياري ازجمله در جشنواره رسانههاي اجتماعي سازمان بهزيستي شده است. با او در مورد كم و كيف آشنايي با ملازهرا و تهيه مستند زندگي او گپ و گفتي كردهايم. عبداللهپور همچنين عكسهايي از پشت صحنه اين مستند را در اختيار ما قرار داد. او ميگويد: «بيبي، خادم قرآن است و من افتخار ميكنم كه با اين كار خدمتي به او و جامعه كردهام.»
ملازهرا را چطور پيدا كرديد؟
من قبل از اين در مورد زندگي زنان جنوب و شمال كشور مستندهايي ساخته بودم و دوست داشتم با همين موضوع در مناطق كويري هم كاري انجام بدهم. براي اين كار تحقيق ميداني را شروع كردم كه در جلسهاي در شوراي شهر مهريز، دكتر وطني رئيس وقت اين شورا وقتي از ايده و طرح ما مطلع شد، ملازهرا را به عنوان يك نمونه مناسب معرفي كرد.
چه شد كه تصميم قطعي براي ساخت فيلم از زندگي او گرفتيد؟
با آقاي دكتر به سمت خانه ملازهرا رفتيم. وقتي رسيديم. تابلوي بالاي در كه نوشته بود «مكتبخانه»، خيلي نظر من را جلب كرد. وارد كه شديم با پيرزني كوچك كه بسيار طناز و دوست داشتني بود روبهرو شديم. كه يك ميز كوچك داشت با يك راديو و قرآني كه به دليل كثرت تورق، حسابي كهنه شده بود. ملازهرا ارشد ملاهاي يزد و در واقع، آخرين بازمانده از اين نسل بود.
همانجا قول دادم فيلمي دربارهشان بسازم و ايشان استياق نشان دادند. اصرار من به اين دليل بود كه اگر زندگي او مستند نميشد، ديگر به صورت مصور و مستند چيزي از مكتب خانهها نداشتيم.
پس شما به دنبال چيزي بيشتر از مستند زندگي يك شخص بوديد.
بله، من بر واقعيتگرايي مساله تمركز كردم و مطالعات زيادي در مورد مكتبخانهها و تاثيرشان بر جامعه كويري انجام دادم. بررسيها نشان ميداد كه 3 تا 4 نسل از مردم مهريز مستقيم و غيرمستقيم شاگرد او بودهاند. به همين دليل و البته به دليل ملاحظات فني بسيار تهيه اين كار حدود 2 سال طول كشيد. خود فيلمبرداري هم 25 روز تمام وقت گرفت.
شما به ملازهرا به عنوان يك سوژه خاص نگاه ميكرديد يا جاذبههاي شخصيتي او هم شما را تحتتاثير قرار داده بود؟
جذابيتهاي اقليمي كوير و جذابيتهاي شخصيتي ملازهرا بسيار زياد بود. او آدمي است كه با اين شرايط جسمي خودش را اساسا بيعيب و نقص ميداند و مستقل و توانمند است و حتي در محيط اجتماعي خودش يك طور مرجع به حساب ميآيد. ملازهرا پيوند پرشور و هيجاني با قرآن دارد و روزش را از 3 صبح شروع ميكند. هر 10 روز يك بار قرآن را ختم ميكند نكته جالب اينكه با وجود بشاش بود و ميهماننوازي كه از او ديده بوديم، در كلاس درس بسيار جدي و مقتدر بود.
تجربه نشان داده كه اين آدمها به اين راحتيها به كسي آن هم براي ساخت فيلم اعتماد نميكنند.
يكي از دلايل طولانيشدن كار دقيقا همين مساله بود. البته ايشان در اولين برخورد اشتياق نشان دادند اما لازم بود كه اعتمادشان را كاملا به دست بياوريم. در اين مدت 8 بار رفت و آمد كردم. صحبت ميكرديم و عكس ميگرفتيم. روز شروع فيلمبرداري هم دوربين را جلويشان باز كردم و گفتم: «ببينيد، كاري به كسي ندارد. شما كار خودتان را انجام بدهيد ما هم تصوير ميگيريم.
اما چرا فيلمبرداري 25 روز طول كشيد؟
دليل زياد داشت. يكي سروصداي اطراف، با توجه به اينكه صداي فيلم، همان صداي صحنه بود مشكلساز ميشد. خود ملازهرا را هم نميتوانستيم مدت زيادي زير نور پرژكتور نگه داريم. گاهي هم براي آنكه كار به تصنع نيفتد، ميگفتيم بيبي چاي به ما ميدي؟ وقتي مشغول كار ميشد، ما هم فيلم ميگرفتيم و كمكم بيبي دوربين را فراموش كرد. خودم در سينماي مستند اعتقاد به بازسازي ندارم. بايد با سوژه زندگي كرد.
چقدر از همكاري محليها استفاده كرديد؟
ريشسفيدها و آدمهاي تاثيرگذار منطقه، شوراي روستا و شوراي شهر مهريز به همراه شهردار و فرماندار مهريز و نماينده يونسكو در يزد همكاري موثري با ما داشتند كه جا دارد همينجا يك بار ديگر از همه آنها تشكر كنم. نكته مهم در اين زمينه اين است كه هنوز در بين برخي مديران فرهنگي ما جا نيفتاده است كه گاهي ساخت فيلمي از اين دست، ميتواند يك اتفاق فرهنگي بزرگ براي آن منطقه باشد. در حالي كه سينماي مستند اين قابليت را دارد كه آدمهاي شاخص اما گمنام را پيدا و مطرح كند.
به عنوان يك مستندساز فكر ميكنيد سينماي مستند امروز ما دارد به درستي اين رسالت را عملي ميكند.
من فكر ميكنم كليد اين مساله در تفكرهاي مديريتي مسئولان است كه اهميت كار را درك و براي آن سرمايهگذاري كنند. در اين صورت قطعا يك هنرمند كارهاي ويژهاي خواهد كرد. وگرنه با دست خالي و بدون حمايت هيچ كاري به نقطه مطلوبي نميرسد.